Saturday, April 11, 2015

تعارض روایات

تعارض روایات؛
آیا پس از امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، امامت در دو برادر جمع می‌شود؟ یعنی آیا ممکن است دوباره دو امام با هم برادر شوند؟ اگر روایاتی این موضوع را تائید کند، چگونه این امر با نص بر دوازده امام، قابل جمع است؟ آیا امامت بعد از امام مهدی(ع) در نسل ایشان ادامه دارد؟
عن الحسين بن ثوير بن أبي فاختة ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لا تعود الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام ، ولا يكون بعد علي بن الحسين عليه السلام إلا في الاعقاب وأعقاب الاعقاب
امام صادق (ع) فرمود : بعد از حسن و حسین (ع) امامت به دو برادر نمی‌رسد . و بعد از علی بن الحسین (ع) نخواهد بود مگر در اعقاب (نسل ها) و اعقاب اعقاب (نسل های نسل ها)
الغیبة الطوسی ص 196. بحار الانوار ج 25 ص 250 . إثبات الهداة ج 1 ص 541. علل الشرائع ص 208.
عن حماد بن عيسى الجهني قال : قال أبو عبد الله عليه السلام: لاتجتمع الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام ، إنما هي في الاعقاب وأعقاب الاعقاب
امام صادق علیه السلام فرمود : امامت بعد از حسن و حسین (ع) در دو برادر جمع نمی‌شود . به درستی که آن در در اعقاب (نسل ها) و اعقاب اعقاب (نسل های نسل ها) خواهد بود
الغیبة الطوسی ص 226. إثبات الهداة ج 1 ص 124. بحار الانوار ج 25 ص 251. كمال الدين ص 414. الكافي ج 1 ص 286.
عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لا تعود الامامة في أخوين بعد الحسن والحسين عليهما السلام أبدا ، إنها جرت من علي بن الحسين عليهما السلام كما قال عزوجل : وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ . الأحزاب:6 . فلا تكون بعد علي بن الحسين عليهما السلام إلا في الاعقاب و أعقاب الاعقاب
امام صادق (ع) فرمود : پس از حسن و حسین (ع) امامت هرگز به دو برادر بر نمی‌گردد . بلکه از علی بن الحسین (ع) آن گونه جریان پیدا کرد که خداوند تبارک و تعالی فرموده است : و خویشاوندان بعضی نسبت به بعضی دیگر از مومنان و مهاجران در کتاب خدا اولی‌تر هستند . الاحزاب:6. پس بعد از علی بن الحسین (ع) نخواهد بود مگر در اعقاب (نسل ها) و اعقاب اعقاب (نسل های نسل ها)
الغیبة الطوسی ص 226 ح 192 . بحار الانوار ج 25 ص 252 . كمال الدين ص 414 . إثبات الهداة ج 1 ص 85 . الكافي ج 1 ص 285
منظور از اعقاب یعنی نسل، اما منظور از اعقاب اعقاب چیست؟ آیا منظور از نسل امام مهدی(ع)؟

Wednesday, April 1, 2015

ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺣﻤﺪ ﺍﻟﺤﺴﻦ (ﻉ )

ﻣﻮﺿﻮﻉ : ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺣﻤﺪ ﺍﻟﺤﺴﻦ (ﻉ ) ﺍﺯ
ﺯﺑﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﺼﺎﺭ
ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺐ ﺍﺯ
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺍﻭ ﺟﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺁﻧﻬﻢ ﻓﻘﻂ
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻫﺪ ﻭ ﮔﻮﺍﻩ ﺍﺳﺖ، ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ
ﻭ ﺗﻮﺍﺿﻌﺶ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺯﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﮔﻮﺍﻩ ﻭﺷﺎﻫﺪ
ﺍﺳﺖ؛ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻬﺎ
ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺭﺣﻤﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ
( ﻉ ) ﻧﻤﯽ ﺑﻮﺩ ﻫﺮﮔﺰ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﻤﺪ ( ﻉ ) ﺭﺍ
ﺑﻮﺍﺳﻄﻪ ﯼ ﭘﻮﺷﺶ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺖ،
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻮﺍﺳﻄﻪ ﯼ ﭘﻮﺷﺶ ﺧﺎﺹ ﻭ
ﯾﺎ ﻣﻨﻄﻘﺶ ﻭﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺻﺪﺭ ﻣﺠﻠﺲ
ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ، ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻗﻠﺒﻬﺎ، ﺁﻝ
ﻣﺤﻤﺪ ( ﻉ ) ﺭﺍ ﺑﻮﺍﺳﻄﮥ ﺍﺻﻮﻝ، ﺑﻪ ﺁﻝ
ﻣﺤﻤﺪ ( ﻉ ) ﺭﺃﻓﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﺩﻗﯿﻘﺎً
ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﻨﺪﻩ ﻣﯽ
ﮔﻮﯾﺪ: ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﻋﺮﺍﺑﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻋﺮﺍﻕ
ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺴﻮﯼ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺳﻮﻝ
ﺍﻟﻠﻪ ( ﺹ ) ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﻪ
ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﺤﻤﺪ
( ﺹ ) ﺍﺳﺖ؟؟!!
ﻣﺠﻠﺲ ﺍﻭ، ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ
( ﻉ ) ﻫﯿﭻ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺠﻠﺴﯽ
ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺣﻤﺪ ( ﻉ ) ﺩﺭ ﺯﺍﻭﯾﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻪ
ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ
ﺍﮐﺮﺍﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺍﯼ ﻣﺪﻋﯿﺎﻥ ﺗﺸﯿﻊ!!
ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﻭ
ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﺷﺮﻑ ﻭ ﺑﺮﺗﺮﯼ
ﺩﺍﺭﺩ، ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺍﺣﻤﺪ ( ﻉ ) ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺠﻠﺴﯽ
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ
ﺳﻼﻡ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺁﻥ
ﻃﺮﻑ ﻃﻔﻠﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﯿﺮﻩ ﺍﺵ
ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳﯿﺮﻩ ﯼ ﺟﺪﺵ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ( ﺹ )
ﺍﺳﺖ .
ﺍﺣﻤﺪ ﻫﺮﮔﺰ ﮐﻮﭼﮏ ﻭﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ،
ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ ﺑﺴﻮﯼ ﺍﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ
ﺍﻭ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ
ﺩﺳﺖ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻧﻤﯽ
ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ، ﺑﻪ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺧﻼﻕ ﺁﻝ
ﻣﺤﻤﺪ ( ﻉ ) ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻦ
ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺭﺍ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ( ﻉ )
ﻭ ﺍﺋﻤﻪ ( ﻉ ) ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺭﺍ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ (ﻉ ) ﺩﺭ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺍﺣﻤﺪ
( ﻉ ) ﻧﯿﺎﻓﺘﯿﻢ .
ﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ( ﺹ ).
ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ( ﻉ ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﮎ ﺍﻭ،
ﻋﻘﻠﻬﺎ ﺣﯿﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺻﺒﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍ
ﺁﺷﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ " ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ
ﺍﻭﺻﺎﻑ ﻣﻨﺠﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﻣﯽ
ﺁﯾﺪ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺭﻓﺶ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﻩ ﺍﺳﺖ،
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﭼﺎﺭ ﺣﯿﺮﺕ
ﺯﺩﮔﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺸﺘﺎﻗﺎﻧﻪ ﺩﺭ
ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﯿﺮﻣﺆﻣﻨﺎﻥ
( ﻉ ) ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺭﺳﺎ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ
ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻣﻈﻠﻮﻡِ ﺍﻣﺮﻭﺯﺵ ﺳﺨﻦ
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ، ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ ": ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯼ
ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺍﻭ ﻣﺸﺘﺎﻗﻢ " ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ، ﺩﯾﮕﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ؟!!
ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺑﺮ ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﺍﻭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯽ
ﺩﻫﻨﺪ، ﻗﺮﺁﻥ، ﺍﺳﺘﺨﺎﺭﻩ، ﻋﺎﻟﻢ ﻣﻠﮑﻮﺕ ﻭ
ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺧﻼﻕ، ﺳﯿﺮﻩ،
ﺗﻮﺍﺿﻊ ﻭ ﺯُﻫﺪ ﻫﻤﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﻭﮔﻮﻩ ﺍﻭﯾﻨﺪ،
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ؟؟!!
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ( ﻉ ) ﺭﺍ
ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ؟؟!!
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﻣﺮ ﺍﺣﻤﺪ ( ﻉ ) ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ
ﻣﺴﺘﻮﺭ ﮔﺬﺍﺭﺩﻩ ﺗﺎ ﺣﺠﺘﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ
ﺷﻤﺎ، ﺗﺎ ﺑﻮﺍﺳﻄﻪ ﯼ ﺁﻥ، ﻓﺮﺩﺍ ﻧﺰﺩ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺗﺮﺍﺷﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟؟!!
ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﻢ، ﺻﻔﺖ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ
ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ﺣﺠﺖ ﺑﺎﻟﻐﻪ ﻣﯽ
ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻋﺬﺍﺏ ﺍﺑﻼﻍ ﮔﺸﺘﻪ ﺁﻧﻬﻢ
ﭼﻪ ﻋﺬﺍﺑﯽ « ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ
ﻭ ﯾﺎ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺮﻭﻧﺪ،
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﯾﺎﺕ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻓﺮﻭﺩ
ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ﻭﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻧﻔﺴﯽ ﺑﻪ
ﺣﺎﻟﺶ ﺳﻮﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺟﺰ ﺁﻥ ﻧﻔﺴﯽ ﮐﻪ
ﻗﺒﻼً ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺍﯾﻤﺎﻥ
ﺁﻭﺭﺩﻧﺶ ﮐﺎﺭ ﺧﯿﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ »ﻭﺍﯾﻦ
ﺧﻼﺻﻪ ﯼ ﻗﻀﯿﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺍﺯ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭ ﺳﺎﺣﺖ ﻣﻘﺪﺱ ﺁﻝ
ﻣﺤﻤﺪ ( ﻉ ) ﻭ ﺍﺣﻤﺪ ﻣﻈﻠﻮﻡ ( ﻉ ) ﭘﻮﺯﺵ
ﻣﯽ ﻃﻠﺒﻢ.
ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺗﻮ ﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ
ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ.
ﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﻗﻠﺐ ﻭﺳﯿﻊ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺣﻤﺖ
ﻭﺍﺳﻌﻪ.
ﻭ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮑﻢ ﻭ ﺭﺣﻤﺔ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﺑﺮﮐﺎﺗﻪ
ﻭ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﻭﺣﺪﻩ

Monday, March 9, 2015

وصیت، مهمترین نشانه شناخت یمانی و صاحب این امر

وصیت، مهمترین نشانه شناخت یمانی و صاحب این امر
همانگونه که قبلا بیان شد، شاه کلید روایات ظهور در حل همه تعارضات روایات چه از جنبه مشخصات ظاهری مهدی که کاملا با هم در تضاد هستند و چه از نظر سن و چه از نظر مخفی ماندن نام ایشان تا زمان بعثت و چه اینکه روایات، صاحب این امر را فرزند کنیزی سیاه معرفی می‌نمایند، وصیت مقدس رسول خدا ص است که این نشانه بسیار مورد تاکید بوده است.
زیرا مطابق وصیت، دو مهدی وجود دارد و فرزند امام مهدی ع با همان اسم رمز یمانی، خود نیز مهدی اول است و از ایشان نیز با تعبیر مهدی، قائم و صاحب الامر یاد شده است.

حال به ذکر چند روایت در خصوص تاکید بر نشانه وصیت برای صاحب این امر می‌پردازیم.
عن عبدالاعلى، قال: قلت لابی عبدالله علیه السلام: ما الحجة على المدعی لهذا الامر بغیر حق؟ قال: ثلاثة من الحجة لم یجتمعن فی رجل إلا کان صاحب هذا الامر: أن یکون أولى الناس بمن قبله ویکون عنده سلاح رسول الله صلى الله علیه وآله. ویکون صاحب الوصیة الظاهرة .

عبد الاعلی گوید که به امام صادق ع عرض کردم حجت ما در مدعیان دروغین برای صاحب این امر چیست؟ فرمود: سه نشانه است که در هـــــیچ مردی جز او جمع نمی‌شود، آنکه او نزدیک ترین مردم به کسی که قبل از اوست می‌باشد، در نزد او سلاح رسول خدا ص است، و او صاحب وصیتی است که (در کتابها) آشکار است. الخصال: 1 / 117 ح 99 ، بحارالانوار: ج25 / 138 ح 8، الکافی: ج1 / 284 ح 2

عن أبي عبد الله عليه السلام قال : يعرف صاحب هذا الأمر بثلاث خصال لا يكون في غيره هو أولى الناس بالذي قبله وهو وصيه وعنده سلاح رسول الله صلى الله عليه وآله ووصيته.
امام صادق (ع) فرمود : صاحب این امر با سه خصوصیت شناخته می‌شود که در هیچ‌کس جز او نیست . او نزدیک ترین مردم به کسی که قبل از او است می‌باشد و او وصیش است . با او سلاح رسول الله (ص) است . با او وصیت رسول الله (ص) می‌باشد . بصائر الدرجات ص 202 . الكافی ج 1 ص
379
عن الحرث بن المغيرة قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام بم يعرف صاحب هذا الأمر؟ قال بالسكينة والوقار والعلم والوصية . بصائر الدرجات ص 509

حرث بن المغیره گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم صاحب این امر با چه چیزی شناخته می‌شود ؟ فرمودند : با آرامش و وقار و علم و وصیت.

عن الإمام الصادق (ع) في حديث قال : ... فيبايعونه بين الركن والمقام ومعه عهد من رسول الله (صلى الله عليه وآله) قد توارثته الأبناء عن الآباء ... . غيبة النعماني ص282 . بحار الأنوار ج52 ص237 - 239
امام صادق ع فرمود: ....پس با او بین رکن و مقام بیعت می کنند و همراه او وصیت رسول خدا ص است که فرزند بعد از فرزند به ارث نهاده است.

عن حذيفة بن اليمان قال سمعت رسول الله ص يقول و ذكر المهدي: إنه يبايع بين الركن و المقام اسمه أحمد و عبد الله و المهدي فهذه أسماؤه ثلاثة.
حذيفه گويد : شنيدم که رسول الله (ص) درباره مهدی فرمود : همانا با او بين رکن و مقام بيعت می‌کنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است . اين سه اسم نامهای او می‌باشند . الغيبة - طوسي ص 470 . بحار الأنوار ج 52 ، ص 291.
عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ اسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَذِنَ لِي فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي كَلَامٍ لَهُ يَا مَنْ خَصَّنَا بِالْوَصِيَّةِ وَ أَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَ عِلْمَ مَا بَقِيَ وَ جَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْنَا وَ جَعَلَنَا وَرَثَةَ الْأَنْبِيَاءِ.

امام صادق ع فرمود: ای کسي که وصيت را به ما اختصاص دادی و علم گذشته و علم آینده را به ما دادي و دلهاي بعضي از مردم را خواستار ما ساخت و ما را وارث پيامبران قرار دادی. بصائر الدرجات ص
149
عَنْ عَمْرِو بْنِ الْأَشْعَثِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ أَ تَرَوْنَ الْمُوصِيَ مِنَّا يُوصِي إِلَى مَنْ يُرِيدُ لَا وَ اللَّهِ وَ لَكِنَّهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص رَجُلٌ فَرَجُلٌ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى صَاحِبِه

امام صادق ع فرموند: آيا ديديد که وصيت کننده‌ای از ما به هرکس که بخواهد وصيت کند! نه به خدا سوگند، در صورتي که آن عهدي است از رسول خدا(ص) که به مردي بعد از مرد ديگر می‌رسد، تا اينکه امر به صاحبش منتهی شود. کافي ج1، ص 307

Wednesday, March 4, 2015

تسلیت شهادت دخت پیامبر اکرم فاطمه زهرا س

بسم الله الرحمن الرحیم
والحمدلله رب العالمین
اللهم صل علی محمد و ال محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا
ایام فاطمیه و ایام شهادت بزرگ بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره خانم فاطمه زهرا سلام الله را در روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم جمادی به همه مومنین تسلیت عرض میکنیم خصوصا انصار الله که لبیک گویان به راه شهادت این بانوی بزرگوار و اولین پرچمدار ولایت و شهدا بعد از وفات پدرشان که به پرچم حاکمیت مردم پشت کرد و از تهدیدات شیخین هیچگونه هراسی بدل راه نداد, خدایا رسول تو اشرف مخلوقاتت محمد مصطفی ص و نور اول و کامل ترین نور در بین مخلوقات فرمود هر کس فاطمه را ازار دهد مرا ازار داده پس ما هم شهادت میدهیم که از پیروان پرچم حاکمیت مردم و شورا و انتخابات برائت و بیزاری میجوییم و به وصی و فرستاده امام مهدی ع سیداحمد الحسن لبیک گفته این ایام را به ساحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم حجت بن الحسن العسکری ارواحنا له الفدا و وصی ایشان یمانی موعود قائم ال محمد ص و انصار الله و امت وسط تسلیت میگوییم...انا لله و انا الیه راجعون

Monday, March 2, 2015

بروز رسانی برنامه

برنامه اندروید  بروز رسانی شد و به درخواست دوستان کلیه کتب آفلاین قرار داده شد
لطفا جهت دانلود و نصب قبل از نصب برنامه جدید  حتما برنامه قبلی را حذف کنید تا آپدیت افلاین بصورت کامل اعمال شود

در صورتی که از اپدیت اتوماتیک  استفاده کنید کتابهای انصار بصورت انلاین فقط قابل رویت هستند

http://jmp.sh/GMRiB8J


لعن و تکذیب و انکار!


استقبال مورد انتظار اهل بیت ع از یمانی یا قائم آل محمد ع
وقتی روایات ظهور در خصوص نحوه استقبال از قائم آل محمد ع را می‌خوانیم، گوئی مدعیان تشیع پس از 1400 سال از بعثت پیامبر خاتم ص، دوباره به همان جاهلیت قبلی خویش بازگشته و به صورت مدرن با این قائم همان رفتار بلکه رفتاری زشت تر از برخورد با پیامبر ص را تکرار می‌کند، یعنی بجای پنبه فرو کردن در گوش، زبانها را بریده و قلمها را شکسته و با همه قوا و توان شمشیر کینه خویش را برای انتقام از قائم آل محمد ع، از نیام خارج و بی رحمانه به جنگ او و یاران مظلوم و غریب او رفته، همان رفتار جاهلان با یاران پیامبر ص را تکرار و نه خود از این چشمه زلال می‌خورند و نه به دیگران اجازه ورود به این چشمه زلال را می‌دهند. منطق همه آنها هم یکی است: تاویل و تفسیر قران بر ضد قائم ع!

عن أبان بن تغلب، قال: سمعت أبا عبدالله جعفر بن محمد(علیهما السلام) یقول " إذا ظهرت رایة الحق لعنها أهل المشرق و أهل المغرب، غیبت نعمانی، باب
17
امام صادق ع فرمود: هنگامی که پرچم حق ظاهر شود، اهل مشرق و اهل مغرب، آن را لعن خواهند کرد!
عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهَلَةِ النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِیَّةِ فَقُلْتُ وَ كَیْفَ ذَلِكَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَتَى النَّاسَ وَ هُمْ یَعْبُدُونَ الْحِجَارَةَ وَ الصُّخُورَ وَ الْعِیدَانَ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَةَ وَ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَتَى النَّاسَ وَ كُلُّهُمْ یَتَأَوَّلُ عَلَیْهِ كِتَابَ اللَّهِ وَ یَحْتَجُّ عَلَیْهِ بِهِ ثُمَّ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ كَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُر


امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی قائم ما(یمانی) قیام کند، با جاهلان بیشتری نسبت به جاهلان زمان جاهلیت رو به رو می‌گردد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی به سوی مردم آمد که آنان سنگ و چوب تراشیده را می‌پرستیدند، ولی وقتی قائم علیه السلام ظهور می‌کند، به سوی مردمی می‌آید که همگی قرآن را علیه او تفسیر و با آن استدلال می‌کنند. به خدا سوگند، او، عدالت خود را در خانه‌های آنان از محل خلل دیوارهای آنان(از طریق اینترنت یا ماهواره) وارد می‌کند، همانگونه که سرما و گرما وارد می‌شود. غیبت نعمانی،ص 297 ، اثبات الهدی ج5،ص 367

عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لو قد قام القائم عليه السلام لأنكره الناس لانه یرجع الیهم شابا موفقا
امام صادق (ع) فرمود : اگر قائم قيام كند مردم او را انكار مى‌كنند، چون جوان موفقی بسوی آنان باز می‌گردد. الغيبة للنعماني : ص 219

عن أبي جعفر عليه السلام قال : يقوم قائما بالحق بعد إياس من الشيعة، يدعو الناس ثلاثا فلا يجيبه أحد
امام باقر (ع) فرمود : قائم ما به حق قیام می کند ، بعد از مایوس شدن از شیعیان . مردم را سه بار دعوت می کند ، اما کسی جوابش را نمی‌دهد . دلائل الامامة : ص 455

قال: سمعت أبا جعفر(علیه السلام) یقول: " إن صاحب هذا الامر لو قد ظهر لقی من الناس مثل ما لقی رسول الله(صلى الله علیه واله وسلم)
غیبت نعمانی، باب 17
امام باقر ع فرمود: همانا صاحب این امر هنگامی که ظهور کند، مردم همانگونه با او برخورد خواهند که با رسول الله ص برخورد شد!

Monday, February 23, 2015

آیا وصیت را کسی جز صاحبش می‌تواند ادعا کند؟

آیا وصیت را کسی جز صاحبش می‌تواند ادعا کند؟

همانگونه که قبلا عرض شد، وقتی اهل بیت ع، برای شناخت صاحب این امر، نشانه و بینه‌ای معرفی می‌کنند، قطعا باید این بینه و نشانه از ادعای مدعیان دروغین محفوظ و مصون باشد، وگرنه چگونه می‌توان نشانه‌ای را که مدعی دروغین نیز بتواند با آن ادعا و سبب گمراهی امت شود را بینه دانست؟

یعنی چگونه ممکن است اهل بیت ع، نشانه‌ای برای قائم ع ذکر کنند که مدعی دروغینی بتواند آن را ادعا کند و در محدوده علم اهل بیت ع نگنجیده باشد!؟ حاشا و کلا  و چگونه ممکن است که وصیتی که پیامبر اعظم ص، آن را تضمین کننده و بازدارنده عدم گمراهی امت خویش برای کسی که به آن تمسک کند معرفی فرمود، بر خلاف تضمین پیامبر ص، باعث گمراهی متمسکین به آن شود؟؟ حاشا و کلا به راستی ضمانت اجرایی فرمایش پیامبر ص در خصوص این وصیت که آن را بازدارنده از گمراهی تا ابد برای متمسکین به آن توصیف فرموده چیست؟

(وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ * وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ * إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَ جَعَلْنَاهُ مَثَلاً لِّبَنِی إِسْرَائِيلَ * وَ لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِی الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ * وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَ اتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ). [زخرف 57-61)]

(و هنگامى كه [در مورد] پسر مريم مثالى آورده شد بناگاه قوم تو از آن [سخن] هلهله درانداختند [و اعراض كردند] * و گفتند آيا معبودان ما بهترند يا او، آن [مثال] را جز از راه جدل براى تو نزدند بلكه آنان مردمى جدلپيشهاند * [عيسى] جز بندهاى كه بر وى منت نهاده و او را براى فرزندان اسرائيل سرمشق [و آيتى] گردانيده‌ايم نيست * و اگر بخواهيم قطعاً به جاى شما فرشتگانى كه در [روى] زمين جانشين [شما] گردند قرار دهيم * و همانا آن نشانه‌اى براى [فهم] رستاخيز است پس زنهار در آن ترديد مكن و از من پيروى كنيد اين است راه راست).

قريش و عرب با مغالطه‌ای که آن را به صورت سؤال در می‌آوردند و پاسخ آن را از محمد(ص) می‌خواستند مجادله می‌کردند، و سؤال آنها مقايسه‌ی بين الوهيت بتهايشان که مدعی آنها هستند و بين الوهيت عيسی که مسيحيان آن را برای عيسی ع مدعی می‌شدند ، بود، و این در حالی بود که محمد ص که مورد سوال قرار می‌گرفت و الوهيت بتها را منکر می‌شد، و در همان حال به الوهيت مطلق عيسی ع نیز اعتقادی نداشت، بلکه می فرمود عيسی ع انسانی و بنده‌ای از بندگان خدا و خليفه‌ای از خلفای الهی بر روی زمين است. و به همین دلیل، خدا، حال آنها را به مردمی جدل پيشه توصيف نمود، زيرا سؤال بر فرضی نادرست بنا شده که شخص مورد سوال یعنی محمد ص به آن اقرار ندارد و در مورد آن سخن نمی‌گويد و امامان کفر وقتی گرفتار ادله الهی می‌شوند، از این روشها استفاده می‌کنند، یعنی سؤالی را بر مبنای مغالطه و فرضی نادرست مطرح می‌کنند که شخص مورد سوال به آن اقرار ندارد و آن را نمی‌گوید تا به این وسیله بر دعوت الهی اشکال وارد کنند و آنان به دنبال پاسخی برای مغالطه و سؤال نادرست خود که مبنای آن اشتباه است، می‌باشند، و پاسخشان، این است که سؤال مبتنی بر فرضی نادرست است، تا آشکار شود که آنها فقط به دنبال جدل هستند و این موضوع همانگونه است که قرآن آنها را توصيف نمود: (...مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ)، (آن [مثال] را جز از راه جدل براى تو نزدند بلكه آنان مردمى جدل پيشه‌اند)،و سپس متن الهی به سخنی ديگر انتقال يافت: (وَ لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِی الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ)، (و اگر بخواهيم قطعاً به جاى شما فرشتگانى كه در [روى] زمين جانشين [شما] گردند قرار می‌دهيم)،

يعنی اگر بخواهيم قطعاً از شما خلفائی قرار می‌دهيم- که مانند فرشتگان معصوم، مخلص و پاک باشند- تا خلفای خدای سبحان و تعالی بعد از محمد (ص) باشند و بعد از آنکه محمد (ع) به ملأ أعلی منتقل شد، جانشین او باشند و گروهی از آنها جانشین گروهی دیگر شوند همانطور که خدای سبحان قبل از اين، عيسی ع را بنده خدا و خليفه‌ای از خدا در زمين قرار داد. خدای متعال در مورد عيسی‌‌ع فرمود: (و جعلناه)( او را قرار داده‌ايم ) سپس فرمود (لجعلنا منکم )(قطعا از شما قرار می‌دهيم ) و (جعل) قرار دادن در این دو، يکی است،

(إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَ جَعَلْنَاهُ مَثَلاً لِّبَنِی إِسْرَائِيلَ* وَ لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم) (([عيسى] جز بنده‌اى كه بر وى منت نهادیم و او را براى فرزندان اسرائيل سرمشق [و آيتى] گردانيدیم نيست* و اگر بخواهیم از شما قرار می داديم... )) يعنی عيسی ع را مثال، الگو و رهبری که به او اقتدا مي‌شد، قرار داد و بنی اسرائيل از او تبعيت می‌کردند و اگر خدا بخواهد از شما نیز خلفايی در اين امت بر می‌گزيند تا به آنها اقتدا کنيد و از آنها تعليم بيابيد و آنها مثالی نمونه هستند که شما آنها را الگوی خود می‌گیرید، همانگونه که خدای تعالی عيسی ع را برگزيد(مثالی برای بنی اسرائيل ). و در حقيقت تعجبی بی پایان از آن کسانی که خودشان را مفسر قرآن می‌شمارند و می‌گويند مراد در اينجا ( بدلا منکم) (عوض از شما) است و اگر ممکن باشد که به اين صورت قبيح با اضافه کردن الفاظ، معانی دگرگون شود به گونه‌ای که منفی، مثبت و مثبت منفی گردد، برای کلام معنایی باقی نمی‌ماند. پس چگونه عاقل می‌گويد که معنی (منکم=از شما ) همان ( بدلا منکم = در عوض شما) است

اين همانند کسی است که می‌گويد معنی ( بله ) همان ( خير ) است و معنی ( خير ) همان ( بله ) می‌باشد!؟ این در حالی است که تعدادی از جن يا انس در قران به دلیلی مانند تشابهشان در طاعت و پاکیزگی و طهارت باطن يا بر حسب ارتقاء در آسمان ها، از فرشتگان حساب شده‌اند ،
و این برخی سخنان مفسران در مورد این آیه است :

طبرسی : جعلنا منکم یعنی بدل از شما ای فرزندان آدم (ملائکة فی الارض یخلفون )(فرشتگانی در زمین جایگزین فرزندان آدم می‌شدند ) یعنی جانشین آنان می‌شدند و معنی : اگر می‌خواستیم شما را هلاک می‌کردیم و به جای شما فرشتگان را در زمین جای می‌دادیم تا آن را آباد کنند و خدا را عبادت کنند )(مجمع البیان ج 9 ص 90 )

مکارم شیرازی : تا گمان نکنند که خدا محتاج عبادتهای آنهاست و او اصرار بر عبادات آنها دارد و او در آیه بعد می‌آورد که ( لجعلنا منکم ملائکة فی الارض یخلفون ) یعنی فرشتگانی که خاضع فرمانهای خدا باشند و جز طاعت و عبادت خدا را نشناسند (تفسیر نمونه ج 16ص 81)

طبری : ( از مجاهد سخن خدا که ( لجعلنا منکم ملائکة فی الارض یخلفون ) یعنی زمین را به جای شما آباد کنند (جامع البیان جلد 25ص115)
ابن کثیر : ( لجعلنا منکم ملائکة فی الارض یخلفون ) یعنی به جای شما فرشتگان در زمین جایگزین شوند (تفسیر ابن کثیر جلد 4 ص 143))
آری، خدا ابليس (لع) را از ملائکه محسوب نمود زيرا که قبل از عصيانش و به حسب ارتقائش در آسمانها از ملائکه محسوب می‌شد

﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئِكَةِ اسْجُدُوا لِاِدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّاّ إِبْلِيسَ أَبَى﴾ ]طه:116)(به ياد آر وقتی که به فرشتگان گفتيم برای آدم سجده کنيد پس سجده کردند مگر ابليس که خودداری و امتناع کرد. طه 116)

﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئِكَةِ اسْجُدُواْ لِادَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّاَ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴾( به ياد آر وقتی به ملائکه گفتيم برای آدم سجده کنيد پس سجده کردند مگر ابليس که خودداری و تکبر ورزيد و او از کافران بود. بقره 34 ).

و برگزيدن در آيات قبل، همان برانگيختن اول برای آدم که خليفه خدا در زمين بود، می‌باشد
﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْاَرْضِ خَلِيفَة قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴾(( به ياد آر وقتی که پروردگارت به فرشتگان فرمود من در زمين خليفه‌ای خواهم گماشت؛ گفتند آيا می‌خواهی کسی که در آن فساد کند و خون ها را بريزد قرار دهی و این در حالی است که ما تو را تسبيح و تقديس می‌کنيم؛ فرمود من چيزی می‌دانم که شما نمی‌دانيد. بقره 30 )

و این برگزیدن ، همان گماشتن حضرت داود ع به عنوان خليفه‌ای در زمين است

﴿يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْارْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ ﴾ (( ای داوود ما تو را خليفه ای در زمين گمارديم پس با حق بين مردم حکم کن و از هوا و هوس تبعيت نکن براستی که هوس، تو را از راه خدا گمراه می‌کند همانا کسانی که از راه خدا گمراه می‌شوند به دلیل آنکه روز حساب را فراموش کردند برای آنها عذابی شديد می‌باشد. (ص 26.)

و اگر آيات را مرتب کنیم و آنها را به طور متوالی بخوانيم در می‌يابيم که قرآن به طور واضح امر گماردن جانشین را با آدم ع شروع کرد و این برگزیدن جانشین تا بعد از محمد(ص) ادامه می‌یابد

﴿.... وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْاَرْضِ خَلِيفَة ...... يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْارْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ........ إِنْ هُوَ إِلا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلَ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ ....... وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَاَئِكَةً فِي الْارْضِ يَخْلُفُونَ ﴾. (... وقتی پروردگارت به فرشتگان فرمود من خليفه ای را در زمين خواهم گماشت.... ای داوود ما تو را خليفه در زمين قرار داده ايم پس با حق بين مردم حکم کن.......همانا او جز بنده ای که بر او نعمت بخشيديم نيست و او را مثالی برای بنی اسرائيل قرار داده ايم...... و اگر می‌خواستيم قطعا از شما ملائکه‌ای در زمين قرار می‌داديم که خلافت را برعهده گیرند)).

و خدای سبحان و متعال خواست و انچه اراده کرد به انجام رساند و فرشتگانی را بعد از محمد ص، جانشین او گرداند همانگونه که عيسی ع را قبل از محمد(ص) گماشت و این فرشتگان، همان آل محمد(ص) از امامان و مهديين می‌باشند

(... رسو ل الله ص نشسته بود که علی ع بر ایشان وارد شد و رسول الله ص به او گفت : تو شباهتی با عیسی ابن مریم داری و اگر گروهی از امتم در مورد تو آن چیزی را نمی‌گفتند که نصاری در مورد عیسی ابن مریم گفتند ، در مورد تو سنخنی می‌گفتم که چون از میان جمعیتی رد می‌شدی از خاک پایت، تمنای برکت کنند در این حال گروهی از اعرابیون و مغیرة ابن شعبه خشمگین شدند و گفتند که در مورد پسر عمویش مثالی جز عیسی نیاورد و پس از خشم آنها، خدا این آیه را فرستاد :

(وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ * وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ * إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَ جَعَلْنَاهُ مَثَلاً لِّبَنِی إِسْرَائِيلَ * وَ لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم)

(و هنگامى كه [در مورد] پسر مريم مثالى آورده شد بناگاه قوم تو از آن [سخن] هلهله درانداختند [و اعراض كردند] * و گفتند آيا معبودان ما بهترند يا او، آن [مثال] را جز از راه جدل براى تو نزدند بلكه آنان مردمى جدلپيشهاند * [عيسى] جز بندهاى كه بر وى منت نهاده و او را براى فرزندان اسرائيل سرمشق [و آيتى] گردانيدهايم نيست * و اگر بخواهيم قطعاً به جاى شما فرشتگانى كه در [روى] زمين جانشين [شما] گردند قرار می‌دهيم)

یعنی از بنی هاشم (ملائکة فی الارض یخلفون ) (فرشتگانی را قرار می‌دادیم که در زمین جانشین شوند )
حارث ابن عمرو از این ماجرا خشمگین شد و گفت : خدایا اگر این حق باشد و بنی هاشم یکی پس از دیگری جایگزین شوند بر ما سنگی بباران یا عذابی دردناک به ما بده )پس خدا در جواب حارث، این آیه را نازل کرد : (خدا در حالی که تو در میان ایشانی و یا آنان در حال استغفارند ، آنان را عذاب نمی‌کند ) و رسول الله ص به او گفت: یا توبه کن یا از اینجا برو (رحلت کن )
... به رسول الله اعتراض کرد و رسول الله ص فرمود : این از طرف من نیست بلکه از طرف خدای تبارک و تعالی است . باز حارث گفت : دلم می‌خواهد توبه کنم ولی از نزد تو می‌روم ... همینکه از شهر خارج شد، جندله آمد و سر از تنش جدا کرد )(الکافی جلد 8 ص 57)

و به همين دلیل خدای سبحان،کلامش را با این عبارت به پایان برد: (﴿و إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴾ (و همانا آن نشانهاى براى رستاخيز است پس مبادا در آن ترديد کنی و از من پيروى كنيد این راه راست است )
یعنی همانا این گماشتن الهی(لجعلنا منکم) ( قطعا از شما می‌گماريم) – و آنچه در يگانه وصيت محمد (ص) در شب وفاتش نقل شده است – علمی است که بواسطه آن، دين حق خدا تا روز قيامت شناخته می‌شود و همانگونه می‌باشد که رسول خدا (ص) آن را توصيف نمود که آن نوشته، بازدارنده از گمراهی تا ابد است (و انه لعلم للساعه) ( و آن نشانه‌ای برای رستاخیز است )،
(روایات هر دو فرقه که تاکید می‌کند منظور از این آیه ، آل محمد ع هستند

1- ابا عبد الله ع در مورد ایه (و انه لعلم للساعة )( و آن نشانه ای برای رستاخیز است ) فرمود : معنی آن امیر المومنین است و فرمود که رسول الله ص فرمود : ای علی ! تو پرچم این امت هستی ، هر که از تو تبعیت کند ، نجات می‌یابد و هر که با تو مخالفت کند ، هلاک می‌شود و نابود می‌گردد )(البرهان ج4 ص 897)

2- اباجعفر ع در مورد ایه (هل ینظرون الا الساعة ان یاتیهم بغتة )(ایا منتظر چیزی جز رستاخیز هستند که ناگهان آنها را دریابد ) فرمود : ان ساعت قائم است که ناگهان آنها را درمییابد (تاویل الایات الظاهرة ج2ص571)

3- رسول الله در مورد (انه لعلم للساعة )( آن، علم به زمان رستاخیز است ) فرمود: ستارگان امان اهل آسمانند، آنگاه که ستاره‌ها بروند، وعده اهل آسمان فرا می‌رسد و من تا باشم، امان اصحابم هستم و وقتی بروم، وعده آنها فرا می‌رسد و اهل بیت من، امام امتم می‌باشند و آنگاه که بروند، وعده امتم فرا می‌رسد ... )(المستدرک ج 2 ص 448)

4- مقاتل در مورد (انه لعلم للساعة )(آن، علم به زمان رستاخیز است ) گفت: در مورد مهدی آخر الزمان است (فیض القدیر جلد 5 ص 383)

و خدا می‌فرمايد: آن، اینگونه است پس شک نکنيد که آن بازدارنده از گمراهی و انحراف در هنگام قيامت صغری است و بازدارندگی از گمراهی هنگام ظهور کسی است که با اين نص(وصيت) احتجاج می‌کند، و کسی که با اين نص(وصيت) احتجاج می‌کند، او صاحب آن است؛ در غير اين صورت صحيح نيست که این وصیت، به بازدارندگی از گمراهی برای کسی که به آن تمسک کند، وصف شود،

و اگر این وصیت از طرف خدا حفظ نشود تا صاحبش مدعی آن شود و دروغگويان و باطلان بتوانند ، ادعای آن را کنند، قطعا وصف بازدارندگی از گمراهی برای آن، دروغ و فريب برای کسانی است که مکلف به تبعيت باطل هستند،
و اين امر از دانای صادق و حکيم مطلق سبحان صادر نمی‌شود، (این عبارت آشکار می‌کند که حفاظت الهی از این نص در نهایت در صورتی تحقق می‌یابد که تنها صاحب نص با آن احتجاج کند و فقط او بتواند نص را کشف کند و هر ادعایی بر وصایت بدون وصیت، ادعای نادانی است که بی‌ارزش می‌باشد و اگر نص مربوط به او باشد ، پیش از آنکه دیگری ، او را به نص بخواند، خود او به سوی نص هدایت می‌شود و حال این نادان، تماما مشابه کسی است که امروز بیاید و مدعی شود که او نظریه نسبیت را کشف کرد و کمترین چیزی که در مورد او گفته می‌شود ، این است که او دیوانه و بی خرد است )
لذا زمانی که صاحب این نوشته، آن را بلند کرد، شک نکنيد که وقت قيامت صغری است ( فلا تمترن بها) ( مبادا در آن ترديد کنی) و کسی که اين کتاب را بلند کند، صاحبش می‌باشد،

پس اگر می‌خواهيد از گمراهی و انحراف نجات يابيد با قبول وصيتش، از محمد ص تبعيت کنيد همان وصيتی که در شب وفاتش ايراد فرمود؛ آن وصیتی که در آن علمی موجود است که برای نجات ابدی شما کافی است و در این وصیت، علم به قیامت و شناخت حقيقت در هنگام قيام ، و تشخيص مدعی در زمانی که اين نوشته را که بازدارنده از گمراهی است، بلند کند، موجود می‌باشد (و اتبعون هدا صراط مستقیم) ( از من تبعيت کنيد اين راه راست است ) يعنی از محمد ص در وصيتش که از طرف خدا است و اشاره به کسانی دارد که بعد از او خلیفه و جانشین هستند، تبعیت کنید

و آل محمد در روایاتشان مشخص کردند که صاحب امر، با این وصیت شناخته می‌شود :
امام صادق ع در مورد روش شناخت قائم فرمود : با سکینه و وقار و علم و وصیت شناخته می‌شود (الخصال، الصدوق، ص 200 )